واحد اندازه گیری مسافت را بر دریا گره مینامند که خود معادل ۱۸۵۲ متر است و به استعاره در غرب نات نامگذاری نموده اندکه در ترجمه نات به معنای گره میباشد و بر اساس لغتنامه دهخدا که به باورم به حقیقت گنج نامه است ،گره نامی پارسی است و ریشه در پارسی باستان دارد و از بعدی نیز واحد اندازه گیری و ربع چارک است اما در این نامه که مختص به گره دریایی است گویند که دریانوردان ایران باستان به نخستین بار این واحد را کشف نمودند . انان یسمانی را به داخل اب رها مینمودند که به فاصله هر ۶متر بر روی ان گره ای موجود بود و به زیر اب رها ،به ان هنگام که کشتی ساکن بود گره ها نا پیدا بودند و هر جه بر سرعت کشتی اضافه میگشت و سرعتش فزونی میگرفت گره های روی ریسمان یک یه یک بیرون میامدند و دریانوردان با شمارش گره های بر روی ریسمان سرعت شناور را تعیین مینمودند و با توجه به مسافت باقی مانده مسافت را محاسبه .
اما موریسون اشارت دارد که گره دریایی تقریبا یکصد سال بعد از کزیستف کلب اختراع گشت و همانند ان ریسمان بود با این تفاوت که فاصله گره ها از یکدیگر به ۲ متر بود و در میان ایرانیان به ۶ متر و طول ریسمان انان به ۶۰ متر و گویی بافته شده از الیاف شاهدانه . اما تاملی جایز است بر این گفتار که غربیان باد به سر و باده به دست و خرامان از تمدن خویش و به حق که جایز است بدین روزگار اما چشم بستن را به ارادتی توان کرد و گوش را چه توان ؟ حال انکه ان دوره که دریانورد مشهور پرتقالی واسکوداگاما ره بدین سوی نهاد به نفس دریا باور داشت و به ان دوره شرقیان بر تاثیر ماه بر جذر و مد اگاه(کهکشند و مهکشند) و پرتغالیان را را بدین نظریه باور نبود و وهم ینداشتند ان را . بگذریم ...
انان ریسان را از الیاف شاهدانه میبافتند اما به ایران باستان از کنف و کنخا که هر دو در زمره واژگان پارسی و ریسمانی بافته شده از کنف که خود همان از پوست کتان بود و پیچ در پیچ و به غایت محکم و کنخا از الیاف کنف بر هم تنیده که در غرب نیز ان را ناب مینامند و اصطلاحی برای اذین نمودن و بستن و در پایان برهانی قاطع بر وضع نخستین واحد سنجش سرعت دریایی در ایران باستان.
گره دریایی در ایران باستان .نات در زبان انگلیسی.
به گمانم بسیاری از ایرانیان با این ضرب المثل مشهور اشنایی دارند ، با پوزش از بیان عبارتی خاص در این میان که کنایه از وقت ناشناسی دارد که: ( ** سگ تازی موقع شکار ر..ش میگیرد**. احتیاج به موال و رفع حاجت ) اما عبارت تازی را که عموم هموطنان به کار میگیرند در حقیقت یکی از مشهورترین نژادهای سگ شکاری جهان میباشد که به نام سالوکی در جهان شهره است اما در موطن اصلی خود ایران تازی خطاب میگردد گونه ای که شباهت بسیار به دیگر سگ شکاری مشهور جهان سگ گله افغان دارد گرچه در مورد نام ان گروهی اشارت به سلوکیه در سوریه امروزی و از مستعمرات سابق یونان و ایران دارند و گروهی به سلوق در عربستان ، که با توجه به مجموع شواهد تاریخی نظریه اول مقبولتر به نظر میرسد
شواهد تاریخی بسیاری مبنی بر قدمت استفاده از سالوکی از۵۰۰۰سال پیش تا کنون دارد اثاری که در بین النهرین و مصر و سوریه و فلسطین افغانستان پراکنده گشته .در نقوش بدست امده در مصر و بر روی سنگ قبری خاص دسته ای از سالوکیها به گرد خامون ۳ گرد امده اند سنگ قبری که قدمت ان به بیش از ۱۴۰۰ق م میرسد . در اثاری دگر مکشوفه از بین النهرین در دوره تمدن سامری موید این مطلب است که انان نیز از سالوکی به جهت شکار استفاده مینمودند در اثاری دگر در مصر کنده کاریهایی مشهود است که در انان سالوکیها در ردف هدیه دهندکان به کاهنین و سلاطین مصری دیده میشود و ژس از مرگ همرا با صاحبان خود مومیای گشته و به داخل معابد روانه همچنین از نقشها که در تخت جمشید و سایر اثار به دست امده از دوران هخامنشی و ادبیات و هنر ایران باستان، که سالوکی را به شکار به تصویر کشیده است به هنگام شکار گور و غزال و حمل انان به شکارگاه بر پشت اسب .
گویند که پس از حمله اعراب به ایران نژاد این سگ به عربستان برده شده و به سبب مسافرتهای پی در پی اعراب موچبات پراکندگی هر چه بیشتر این نژاد را فراهم اورده اند . در قران مجید در سوره مائده ایه ۳ چنین امده است که :پس بخورید از انچه سگان شکاری برای شما نگاه میدارند مشروط بر انکه شکار با ذکر بسم الله باشد . در انجیل نیز وقتی سخن از شکار به میان میاید منظور سالوکی میباشد . البته در ایه سوم سوره مائده منظور از ذکر نام خدا مقابله با سنتی تحت نام مغاربه در میان اعراب بادیه نشین بوده است که در طی ان اعراب به چشم و همچسمی با یکدگر شتران را قربانی مینمودند تا تمول را به رخ کشند ، نه به جهت حلال کردن گوشت شکار با این ذکر . البته با توجه به این ایه نجس بودن سگ و حتی نفس ان در اسلام با سوال مواجه میگردد! گر چه در میان یهودیان نیز این باور وجود دارد و گروهی معتقدند که این باور از دین یهود به اسلام راه یافته است ...
ارتش امریکا در فتح باب افغانستان و به جهت پیدا نمودن مخفیگاه هواداران طالبان و وی از روشی خاص و استفاده از پرندگان شکاری تکیه نمود . این شیوه در حقیقت روشی بود که در ایران باستان مورد استفاده قرار میکرفت که: در روشی از ان میان سالوکی و شاهین را برای شکار به صحرا میبردند تا شاهین از فراز اسمان طعمه را بیابد و بر سر ان چرخ زند و مکان را بنماید تا سالوکیها به منطقه رسیده و شکار را تعقیب نمایند و با از نفس افتادن هر کدام از انان دیکری جایگزین شود و بدین طریق شکار را از پای در اورند . در روشی دیگر به جهت حفظ قدرت دوندگی سالوکی ان را بر روی اسب به شکارگاه حمل مینمودند و به هنگام تعقیب شکار همزان با گام اسب انان را به بروی زمین رها مینمودند که با توجه به تکانهای اسب تا رسیدن به شکارگاه غالب سگان به محض قرار گیری بر روی زمین به رفع حاجت میپرداختند که این خود موجبات شکل گیری ان ضرب المثل مشهور را فراهم اورد( بالای خط ۲ ).
پس از حمله اعراب به ایران سالوکی از جمله غنائم انان محسوب میگشت که ارزش ان با ارزش اسبان اصیل برابری میکرد ،انان سالوکی را از چشم میهمانان به دور میداشتند و انان را محترم داشته و انان را به گونه ای تربیت مینمودند تا با توجه به تعالیم اسلام شکار را زنده گیری نمایند تا شکارچی ان را ذبح نماید . به طور مثال با توجه به این که در فقه شافعی و اهل تسنن خوردن گوشت خرگوش حلال است هنوز در میان کردان از این شیوه برای شکار استفاده میگردد حال انکه اصیلترین سگان شکاری نیز در این منطقه موجود میباشند . در پایان ذکر این نکته را لازم میدانم که اشارت به ایه ای از قران صزفا بنا به تحلیل اینجانب از ان ایه بوده و سپاس گذار از راهنمایی یاران در این ارتباط خواهم بود . سالوکی -سلوقی . اهویی ،اهو گیر .
در سندی دیگر ، آپولونیوس فیلسوف یونانی ساکن رودز اشاره دارد که غواصان دریای پارس در حالی که ظرف کوچکی حاوی گیاهی خوشبو و تهییج کننده در دست داشتند به سمت صدف رفته و باعث میشدند تا صدف لب از لب بگشاید ،سپس با شاخه ای میان تهی را به میان ان فرو برده و مایه موجود را به بیرون میکشیدند و ان را به سطح اب اورده و در ظروفی اهنین قرار میدادند ، البته انان هیچگاه موفق به پرورش مرواریدهایی اینچنینی نشدند اما شیوه ای را بدین طریق بنیان نهادند به نخستین بار . روشی که به نام پرورش کفی مشهور است . اما در اشارت به ابزار غواصی ان دوران پر واضح است که به ان دوران به اتکای هوای محبوس شده در ششهای خود به عمق فرو رفته و باز میامدند روشی که هم اکنون نیز در پاره ای از جزایر دریای پارس کماکان پا بر جاست جزایری چون لاوان و کیش و بندر مقام و استفاده از ابزاری به ارث رسیده از ایران باستان که شاید اشارتی بدان خالی از لطف نباشد و پوزش به واسطه اشنا نبودن با واژگان باستانی این ابزار و ادوات غواصی
مفلگه: التی که به جهت خارج نمودن مروارید از ان استفاده مینمودند
فطام: که گویی استخوانی بود دو شاخه مانند به جهت جلوگیری از ورود اب به داخل بینی
دین : که گویی به تاریخ باستان از پوست احشام ساخته میشد که مروارید را در ان مینهادند
بلد: که گویی غواص برای هر جه سریعتر رفتن به زیر اب ان را حمل مینمود و در ادامه تکه ای چرمین که غواصان ایران باستان به واسطه مخفی نمودن سفیدی کف پا به جهت استتار و مخفی ماندن از دید ماهیان از ان استفاده مینمودند و ان را بر پای و سینه میکردند .
انگشت بند : که شبیه دستکش است و انرا به دست میکرده و میکنند .
سوکان که انرا سکان نیز مینامند وسیله ای است که که تعیین و تغییر جهت و سمت و سوی کشتی را بر دوش دارد، دریانوردان ایرانی اولین مخترع چرخ کشتی یا سوکان بودند و فردی را که این وظیفه به عهده داشت را سوکانی یا سوکاندار مینامیدند، پیش از ان دوران و در دوره ای که شناورهای دریایی فاقد سوکان بودند این وظیفه را دو ملاح با حائل نمودن دو پاروی بلند در انتهای کشتی بر عهده داشتند که با چرخانیدن ان به چپ یا راست جهت را تعیین مینمودند ، البته در واژگان عرب سکان را به معنی دم اورده اند ( دم کشتی) حال انکه معنی این واژه ربطی به ریشه ان (سکن) به معنی دم نداشته و سو به معنی جهت دهنده یا سمت و سوی دهنده است .
بر اساس نامه معاویه به عمر تنها ایرانیان بودند که از سوکان در کشتیهای خود استفاده مینمودند ، همچنین ادوارد توماس نیز این انتخاب را متعلق به ایرانیان میداند چنانکه سندباد نیز در کتاب ایشان دریانوردی ایرانی تبار معرفی گشته است . در ان زمان سو کان را از نوعی تخته قطور چون ساج یا شاه میساختند که شباهت به لنگه در داشت ، اختراع سوکان تاثیری شگرف بر صنعت دریانوردی داشت و دریانوردان را از زحمت به حرکت در اوردن پاروهایی سنگین رهانید و افتخاری جهانی را برای این سرزمین به ارمغان اورد .
در تصویر بالا دیدگان دوستان را به انتهای شناور و رویت ۲پارو در انتهای انراجلب میکنم.